ترانه‌ها‌ی رشيد بهبودف

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

جمعه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸۳

 

بر می گردم ايوانم را بشويم

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

جمعه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸۳

 

بر می گردم ايوانم را بشويم

بر می گردم. قصد دارم برگردم با شكل و شمايل جديد. عزيزم ادامه ی اين كار را به عهده گرفت. به زودی كار را تحويل ايشان خواهم داد. و می دانم كه چه محشری به پا می كند. الان در حال تهيه و پيدا كردن متن‌های دقيق و آهنگ‌های قابل دانلود رايگان هستيم. حتمن به زودی بر می گرديم.

قايداجاغام. گولوم بو ايشين قالانين من نن آلاجاغ و دوام اده جك. گزيرم هاوايی ير تاپام كی ماهنی لاری اوردان گوتورمغ اولا. بيزی گوزليين.

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

سه‌شنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸٢

 

 

سلام خبری از بازديد کننده نيست. ما هم دست و دلمون به کار نمی‌ره.

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

جمعه ۱۳ تیر ،۱۳۸٢

 

بخشی از بیانيه سيزده تيرماه روزتولد بابك

بي شك با تولد بابك فصل نويني در تاريخ آذربايجان پيش روي ملت اين سرزمين گشوده شد كه در سير وروند تاريخ سياسي واجتماعي آذربايجان نقشي بس بزرگ را ايفا نموده است ومضاف بر اين كه در صحنه سياسي و اجتماعي آن زمان توانسته تاثيري بس شگرف در سر نوشت اين ملت برجاي گذارد راه و منش بابك در تحولات سياسي وفرهنگي اين سرزمين بشكل بارزي راه گشاي حركت هاي آزادي خواهانه اين ملت بوده است كه نداي حق طلبي آنان امروز هم ،همچنان با تاسي از سلف و نياي قهرمان خود در راه بدست آوردن حقوق حقه شان و صيانت از بن مايه هاي فرهنگي وتاريحي خويش در تحكيم هويت ملي آذربايجان ،حركت ملي اين سرزمين را هرروز پيش از پيش گسترده تر مي سازند وابعاد تازه اي از خوا ست هاي مدني وملي خود را درسيل خروشان وميليوني جويا ي هويت در قلعه بابك به نمايش ميگذارند .

بار ديگر تير ماه وروز تولد قهرمان ملي آذربايجان فرا رسيده است و همچون سال هاي گذشته ملت قهرمان آذربايجان باحضور ميليوني خود درقلعه بابك گرد هم مي آيند تا اعتراض وفرياد هويت طلبي خود رابا راه ومنش مسالمت جويانه به گوش جها نيان برسانند كه چگونه ملتي سي و پنچ ميليوني راازحقوق اوليه انساني خود محروم كرده اند ودرعصري كه كرامت انساني در سر لوحه شعارهاي نهاد هاي مدني دنيا ونيز سازمان ملل متحد قرار گرفته است ملتي را درزير انواع تحقير ها وتوهين ها با سر كوب زبان وفر هنگ شان بسوي آسيملاسيون سوق دهند
متن کامل این بیانیه را در این‌جا بخوانید.

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

پنجشنبه ۱٢ تیر ،۱۳۸٢

 

الوداع

الویدا قلبیمین ایلک سوداسی...............الویدا
الویدا عشقین اوزاخ صداسی..............الویدا
یوللاری دولاشیخ
دونیادا چاشیپ قالدیم من
سن سیز
الویدا سونَن گونَشیم.........................الویدا
الویدا اوزو دونَن گونَن گونَشیم...........الویدا

دورنا لار باشلادی فریادا گورون هیجرانی................. الویدا، الویدا
سوگیلیم، الویدا
آیریلیق قشقرر دورنالار ماوی سما دا
الویدا، الویدا
سوگیلیم، الویدا
الویدا.

ترجمه:

بدرود! عشق نخستیی من ................. بدرود
بدرود! آوازِ از دور شنیده ی عشق ..... بدرود

در دنیا همه چیز را قاطی کردم و اشتباه کردم و در کار خودم ماندم.................بدرود
بی تو
بی تو ماندم من
بی تو

بدرود! ای خورشیدِ در حال ِ خاموشی ی من. ..... بدرود

درنا ها به فریاد در آمدند: دوری را ببینید
بدرود! بدرود

درنا ها در آسمان آبی جدایی را فریاد می زنند
بدرود.......... بدرود
عشق من بدرود
بدرود.

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

پنجشنبه ۱٢ تیر ،۱۳۸٢

 

لاچین

آراز آخار لیل ایله
دسته دسته گول ایله
من یاریمی سویرم
شیرین شیرین دیل ایله

باغچا لاری ساری گول
یاری غونچا یاری گول
گِج آچیلدین تِز سولدون
اولمایایدین باری گول

آی لاچین، جان لاچین، من سنه قوربان لاچین

یری یری نیشان یار
یری عشقه دوشَن یار
ایلچی لری قیریلمیش
اوزو ایلچی دوشَن یار

آلما آتدیم نا رگلدی
کتان کوینک دار گلدی
قاپی یا کولگه دوشدی
ایه بیلدیم یار گلدی

آی لاچین، جان لاچین، من سنه قوربان لاچین

سو آتدین یارا دَیدی
الیم دیوارا دَیدی
دیلیم منیم گوروسون
نه ده دیم یارا دَیدی

اِله بی اودا یانسین
پروانه اودا یانسین
من یاندیم یار اوزوندن
اِشینسین اودا یانسین
آی لاچین، جان لاچین، من سنه قوربان لاچین

ترجمه:

آراز (رود ِ ارس) با گل و لای اش روان است. با دسته های گلی که با خود به هم راه آورده است.
به هر زبانی می گویم من یار شیرین زبان ام را دوست دارم.
در باغ چه شان گل ها ی زرد
نیمی غنچه و نیمی شکفته
گل من دیر شکفتی و زود پژمرده شدی
انگار هرگز نبوده ای.

آی لاچین، جان لاچین، جان من فدای تو لاچین.

برو برو یار نشان کرده
برو یاری که هوای عشق دیگری به سرش افتاده
خواستگار های اش همه از حسرت دق کرده اند و خود ش به این در و آن در افتاده است.

سیبی پرت کردم و اناری به دست ام آمد
و پیراهن کتان به تن ام تنگ آمد
سایه یی به در افتاد
من به خیال ام یارم آمده است.

آی لاچین، جان لاچین، جان من فدای تو لاچین.

پشت سرش آب می ریختم روی یارم پاشید
دست ام به دیوارد خورد.
زبان ام الاهی خشک شود که هر چه گفتم به یارم برخورد.

آن چنان در آتش بسوزد پروانه، در آتش بسوزد
من از رخ ساره ی یار سوختم
ای کاش اوهم بشنود و دل اش بسوزد.

آی لاچین، جان لاچین، جان من فدای تو لاچین.

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

پنجشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٢

 

ياديما دوشدو

دَیدی ساچ لاریما باهار کولگی
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدو
هَره نین باختینا بیر گوزل دوشر

سنده تکجه منیم آدیما دوشدون
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدون

سن سیز داغ دوشونه چخدیم بو سحر
اوتدی قومرو کیمی کورشه لاله لر
ده نیه یالقیز سان سوردو لاله لر

غور ایتدین نیسکیلیم یادیما دوشدون
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدون

گوزلریم یول دا دیر قولاغیم سس ده
سنی اونوتمارام من سون نفس ده
ای جیران باخیش لی ای بویو بسته

ای تازه تر گولوم یادیما دوشدون
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدون

ترجمه:

به موها ی ام نسیم بهاری خورد
و محبوب نازنین ام به خاطر ام آمد.
برای هر کسی در بخت اش زیبا رویی نوشته اند.
تو، تنها تو را در طالع من نوشته اند.
محبوب نازنین من تو به یاد من آمدی.

بی تو امروز سحر به سینه ی کوه زدم
لاله ها مثل قمری ها داشتند آواز می خواندند.
لاله ها از من پرسیدند: بگو چرا تنهایی
بیش تر که فکر کردم، تنها یی و دل سوخته گی ام به یاد ام آمد.
محبوب نازنین من تو به یاد من آمدی.

چشم ها ی ام در راه اند و گوش ها ی ام تشنه ی شنیدن صدای تو هستند.
من تو را حتا با آخرین نفس ها ی ام هم فراموش نخواهم کرد.
نگاه ات مثل نگاه آهو ست. و قدِ رعنا داری
ای گل تر و تازه ام تو به یاد من آمدی
محبوب نازنین من تو به یاد من آمدی.

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

پنجشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٢

 

کوچه لره سو سپميشم

کوچه لره سو سپ میشم
یار گلنده توز اولماسون
هله گلسین هله گتسین
آرالیخدا سوز اولماسون

ساما وارا اوت سالمیشام
ایستکنه قند سالمیشام
یاریم گدیپ تک گالمیشام
نه عزیز دیر یارین جانی
نه شیرین دیر یارین جانی
کوچه لره سو سپ میشم یار گلنده توز اولماسون
هله گلسین هله گتسین آرامیزدا سوز اولماسون.

ترجمه:

کوچه را آب و جارو کرده ام
تا وقتی یارم می آید گرد و خاک نباشد
طوری بیاید و برود
که هیچ حرف و حدیثی در میان نماند.

سماور را آتش کرده ام.
قند در استکان انداخته ام.

یارم رفته و من تنها مانده ام
چه قدر خاطر یار عزیز است.
چه قدر خاطر یار شیرین است.

کوچه را آب و جارو کرده ام
تا وقتی یارم می آید گرد و خاک نباشد
طوری بیاید و برود
که هیچ بگو مگو یی میان ما در نگیرد.

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

پنجشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٢

 

يار بيزه قوناخ گله جک

کاسالار آهی رف ده دیر
هر بیری بیر طرف ده دیر
گوزله میشم بیر هفته دیر
یار بیزه قوناخ گله جک گولوم ، بیلمیرم نه واخ گله جک گولوم ، سوز وریپ ساباح گله جک
ساما وارا اوت سالمیشام
ایستکنه قند سالمیشام
یاریم گدیپ تک گالمیشام
یار بیزه قوناخ گله جک گولوم ، بیلمیرم نه واخ گله جک گولوم ، سوز وریپ ساباح گله جک

ترجمه:

بشقاب ها و کاسه ها در رف اند
هر کدام در گوشه ای افتاده اند.
یک هفته است که ندیده ام اش.

یارم به خانه ی ما مهمان می آید.
نمی دانم کی می آید.
قول داده که فردا بیاید.

سماور را آتش کرده ام.
قند در استکان انداخته ام.

یارم رفته و من تنها مانده ام
یارم به خانه ی ما مهمان می آید.نمی دانم کی می آید.قول داده که فردا بیاید.

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

پنجشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٢

 

چوبان قارا

وطن اوغلو چوبان قارا
یای سورو نی گوی داغلارا

نور ساچیر آی یاماج لارا، نور ساچیر آی یاماج لارا

چال توتَگین دیله گلسین
آزات نغمه ن دیله گلسین ، هی
سورو لری چوخالت بسله
کالخوزون دا سن هوس له
آی چیخان دا ایلی سسله
آی چیخان دا ایلی سسله ، هی
چال توتکین دیله گلسین
آزات نغمه ن ایله گلسین، آزات نغمه ن ایله گلسین، هی
یوردوموزون قهرمان
آزات اِلین خان چوبانی
آلغیش لا گل بو دورانی
چال توتکین دیله گلسین
آزات نغمه ن ایله گلسین

ترجمه:

فرزند وطن! چوپانِ سیاه چرده
گله را در کوه ها ی سبز بپراکن!
ماه نورش را به تپه ها می افشاند

نی ات را بنواز که به سخن دربیاید
و نغمه ی آزاد ات به گوش سرزمین مان برسد.

در مزرعه ات، با شور و شوق، گله ها را زیاد کن و پرورش بده
و هنگامی که ماه در آمد با صدای بلند همه ی سرزمین را خبر کن

بنواز که نی ات به سخن در آید و نغمه ی آزاد ات به گوش ِ سرزمین برسد.

قهرمان زادگاه ما!
خان چوپانِ سرزمین ِ آزاد!
بیا به پیش واز ِ این دوران برویم.

بنواز که نی ات به سخن در آید
و نغمه ی آزاد ات به گوش ِ سرزمین برسد.

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

چهارشنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٢

 

 

سلام. از محبت شما سپاس گزارم. دوست خوب‌ام اشاره کرده بودند که بوروخ در شعر باکی نين اولدوز داری دکل ها‌يی است که در شهر باکو در دريای خزر کار زده اند و معنی ی مصراع اين است که ستاره ها ی باکو از ميان دکل ها سرک می کشند که من بوروخ را چپر معنی کرده بودم که معنا ی عام‌اش بود. اين مورد را اصلاح می کنم و از دوست‌ام سپاس‌گزار‌ام.
روز ۱۹ خرداد سال‌مرگ رشيد بهبودف بود. نشد مطلبی بنويسم.
در اولين فرصت لينک‌های جديدی خواهم گذاشت. از دوستانی که ترجمه‌ی به‌تری سراغ دارند خواهش‌می کنم حتمن برا‌ی ام بنويسند.
از دوستانی که محبت کردند و به من لينک دادند ممنون. اميد وارم لياقت اش را داشته باشم.

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

دوشنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٢

 

باکی‌نين اولدوز لاری

بير بيرينه گوز وورور............... باکی‌نين اولدوز لاری
ير ده مين بوساط گورور......... باکی‌نين اولدوز لاری
يول‌لار نور‌لا بويانير
ايشيغ‌لی دير سولاری

بوروخ‌لار‌دان بوی‌لانير............. باکی نين اولدوز‌لاری

ميليون ميليون آرزو دور......... باکی‌نين اولدوز‌لاری
سعادت اولدوزو دور.............. باکی نين اولدوز‌لاری

يول‌لار نور‌لا بويانير
ايشيغ‌لی دير سولاری
بوروخ‌لاردان بوي‌لانير............ باکی‌نين اولدوز لاری
بوروخ‌لاردان بوي‌لانير............ باکی‌نين اولدوز لاری

ترجمه:

ستاره‌ها‌ی باکو
گو‌يی به‌هم چشمک می‌زنند
و روی‌ زمين هزاران بساط می‌چينند.
ستاره‌ها‌ی باکو

راه‌ها با نور چراغان می‌شوند
و آب‌ها‌ی شهرمان روشنا‌يی‌ست.

انگاری از لا‌به‌لا‌ی چپر‌ها‌ی سبزش سرک می‌کشند
ستاره‌ها‌ی باکو

و ستاره‌ها‌ی باکو ستاره‌ها‌ی سعادت هستند.
و در آن‌ها‌ هزاران هزار آرزو خفته‌است.
ستاره‌ها‌ی باکو ستاره‌ی بخت هستند.

نور‌شان راه‌ها‌را چراغان مي‌کند
و رود‌ها را چراغان می‌کند.
ستاره‌ها‌ی باکو
ستاره‌ی اقبال آدمی‌اند.

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

دوشنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٢

 

گوز لر

شعر: رسول رضا
آهنگ: توفيق قلی اف
آواز: رشيد بهبودف



ينه قلنجنی چکدی اوستومه
قوربانی اولروغوم او آلا گوز‌لر

ينه جلاد اولوپ دوردو قصديمه
قلم قاش آلتيندا پياله گوز‌لر

سودا يولچی‌سی‌يام ازل ياشيم‌دان
کونلوم آيری گزير جان سيرداشيم‌دان

داغيدير هوشيمی آلير باشيم‌دان
سوزولوپ گدنده خياله گوزلر.

ترجمه

باز‌هم آن چشم‌ها‌ی سياه جادو‌يی
که قربان‌شان می‌روم
شمشير‌ش را به رو‌ی من کشيد

باز آن پياله‌ی چشم‌ها در زير‌ کمان ابروها
جلاد شد و به‌قصد جان من بر‌خاست.

من از روز ازل مسافر راه عشق‌ام
و خاطرم از معشوق جانی ام جدا مانده

عقل و هوش‌ام را ويران می‌کند
و از سرم می‌ربايد
هنگامی که آن‌چشم‌ها نگاه از من بر می‌تابند
و به خيالی دور فرو می‌غلتند.

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

دوشنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٢

 

سنه ده قالماز

شعر: رسول رضا
آهنگ: توفيق قلی اف
آواز: رشيد بهبودف



کونلوم سنين اسيرين
قلبيم سنين دير يار
قلبيم سنين دير
اينصاف ايله خوش سوز له
منی گل ديندير يار
منی گل ديندير

سويله نه‌دير، بو ادا لر، بو عيشوه بو ناز؟
گدار بير گون بو گوزل‌ليک سنه ده قالماز

يالقيزام يالقيز، يالقيزام يالقيز
گل منی محنته اودا سالان وفاسيز

سويله نه دير، بو ادا لار، بو عيشوه بو ناز؟
واللاه آی قيز بو گوزل‌ليک سنه‌ده قالماز

داغ‌لار باشی دومان دير
آمان‌آللاه يار، ينه دومان دير!
آيريليقين اولوم‌دن منه يامان دير يار
منه يامان دير

يالقيزام يالقيز، يالقيزام يالقيز
گل منی محنته اودا سالان وفاسيز...

ترجمه:

خاطرم اسير تو و دل‌ام از آن توست
يار، دل‌ام از آن توست.
انصافی کن و با زبان خوش
حالی از من بپرس و صحبتی با من کن

به من بگو اين عشوه و ناز و کرشمه برا‌ی چی‌ست؟
اين زيبا‌يی سر‌انجام روزی از بین خواهد رفت
و هميشه برا‌ی ات نخواهد ماند.

من تنها مانده‌ام و هيچ‌کسی را ندارم.
و تو، بی‌وفا که من را در آتش و رنج افکنده‌ای
به سراغ من نمی‌آيی. بيا
به من بگو اين عشوه و ناز و کرشمه برا‌ی چی‌ست
به خدا هيچ زيبا‌يی‌يی ماندگار نيست.

نوک کوه‌ها را مه گرفته است
خدا‌يا باز هم همه‌جا را مه گرفته است.

و جدا‌يی‌ی تو از مرگ هم برا‌ی من بد‌تر است.
...

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

دوشنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٢

 

سنه ده قالماز

شعر: رسول رضا
آهنگ: توفيق قلی اف
آواز: رشيد بهبودف



کونلوم سنين اسيرين
قلبيم سنين دير يار
قلبيم سنين دير
اينصاف ايله خوش سوز له
منی گل ديندير يار
منی گل ديندير

سويله نه‌دير، بو ادا لر، بو عيشوه بو ناز؟
گدار بير گون بو گوزل‌ليک سنه ده قالماز

يالقيزام يالقيز، يالقيزام يالقيز
گل منی محنته اودا سالان وفاسيز

سويله نه دير، بو ادا لار، بو عيشوه بو ناز؟
واللاه آی قيز بو گوزل‌ليک سنه‌ده قالماز

داغ‌لار باشی دومان دير
آمان‌آللاه يار، ينه دومان دير!
آيريليقين اولوم‌دن منه يامان دير يار
منه يامان دير

يالقيزام يالقيز، يالقيزام يالقيز
گل منی محنته اودا سالان وفاسيز...

ترجمه:

خاطرم اسير تو و دل‌ام از آن توست
يار، دل‌ام از آن توست.
انصافی کن و با زبان خوش
حالی از من بپرس و صحبتی با من کن

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

پنجشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٢

 

لاله لر

شعر: اصلان اصلان اوف
موسیقی: تلمان حاجیِ یف
خواننده: رشید بهبودف



یازین اولین‌ده گنجه چولون‌ده
چیخیپ‌لار ینه ده دیزه لاله‌لر، دیزه لاله‌لر
یاغیش دان ایسلانان یارپاغ لارینی
سریپ‌لر دره یه دوزه لاله‌لر . دوزه لاله‌لر

لاله لر لاله لر. لاله لر لاله لر لاله لر.

خیالیم نان نه لر گلیپ نه کچر
یاز گلر ایللره دورنا لار کوچر
بولاغ دان سماور آغ داش دان شکر
بنزه ییر چمن ده کوزه لاله لر

لاله لر لاله لر. لاله لر لاله لر لاله لر.

میلیم اوزون ده کی قارا خال دا دیر
هیجرانین علاجی ایلک وصال دا دیر
نه واقت دیر رشیدین گوزو یول دا دیر
بیر گوناخ گله سیز بیزه لالاه لر

لاله لر لاله لر. لاله لر لاله لر لاله لر.


ترجمه:

در روزهای اول بهار
در دشت ها ی شهر گنجه
لاله ها دوباره تا زانو ی آدم می رسند
و برگ ها ی خیس از باران شان را
بر دره ها و دشت گسترانده اند.

لاله ها .......
چه چیز ها یی در خیال ام می آیند و چه چیز ها یی می گذرند.
بهار به سر زمین ما می آید و درنا ها کوچ می کنند.

چشمه ها سماور اش باشند و سنگ ها ی سفید: شکر
در میانِ چمن لاله ها به ذغال ها ی سرخ شده می مانند.

لاله ها..............
میل ِ من به آن خال سیاه ِ صورت ِ توست
هم چنان که علاج ِ هجران در نخستین وصال است.
از کی تا حالا ست چشم ِ من به راه است
آه اگر روزی به خانه ی ما مهمان می شدید ای لاله ها
لاله ها
لاله ها

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

پنجشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٢

 

گلمه دین

شعر: انور علی بیگ لی
آهنگ: سعید رستم اوف
آواز: رشید بهبودف



آخار سو لار دایان دی
قلبیم حسرت له یاندی
رایین نه دن دولاندی
ایلک گوروشه گلمه دین

گلمه دین گلمه دین گلمه دین یار گلمه دین

کونلوم دا خوش اوموت دون
آتش ایدیم سویوتدون
اوز وعده نی اونوتدون یار
ایلک گوروشه گلمه دین

گون باتدی قاش قاراندی
قلبیم حسرت له یاندی
گوزوم یول لار دا قالدی یا
ایلک گوروشه گلمه دین


ترجمه:

آب ها ی روان ایستادند
و دل ام از حسرت سوخت.
چه شد که نظرت برگشت
و به نخستین دیدارمان نیامدی

نیامدی. نیامدی. نیامدی یار. نیامدی

توان سخن را ازمن گرفتی
آتشی بودم که تو سردم کردی
وعده یی را که داده بودی فراموش کردی یار
و به اولین دیدارمان نیامدی.

نیامدی

خورشید غروب کرد همه جا تاریک شد
دل ام از حسرت سوخت
و چشم ها ی ام به راه ات ماند
تو به نخستین دیدارمان نیامدی.

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

سه‌شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٢

 

اوزون گجه لر

شعر: اسلام سفرلی
آهنگ: جهان‌گیر جهان‌گیرف
خواننده: رشید بهبودف




گجه ساکیت چای آخیر
لال سو لار دا آی آخیر
ای کونول گَل جولانا
ایوان‌دان مهریبان نازلی یار نازلی یار باخیر

من نجه دوزوم یاخین گَل قوزوم
گجه لر اوزون گجه لر

گوی ده اولدوز سو وو شور
کیپریک لرین گو وو شور
گل گولوم
سِوَن قلبیم
گجه لر
گجه لر
تک سنی سوروشور
من نِجه دوزوم یاخین گل قوزوم گِجه لر اوزون گجه لر


چه قشنگی دل‌ربا
ماه‌رو‌یی بی‌هم‌تا
یک نظر بر من فکن
دل‌برم ، سرورم ، مهربان یار با وفا
رفته‌ای نگار ، از کف‌ام قرار ، رحمتی بیار رحمتی

گِجه لر اوزون گِجه لر


ترجمه

شب آرام است و رودخانه با عشوه می‌خرامد
و بر آب‌ها‌ی ساکت، ماه می‌تراود

خاطرم به رقص در می‌آید
که از مه‌تابی یار‌ِ مهربان، یار‌ِ نازنین‌ِ من به تماشا در‌آمده‌است.

من چه‌طور طاقت بیاورم؟
شب‌ها‌دراز‌آند شب‌ها، عزیزم نزدیک‌تر بیا

ستاره‌ها‌در آسمان در گشت‌و گذار‌اند
و مژه‌ها‌ی چشم‌ِ‌تو در هم‌فرو می‌غلتند. گویی با‌هم دعوا دارند

عزیزم، قلب‌ِ عاغشق‌ِ من، شب‌ها
شب‌ها تنها سراغ‌ِ تو را از من می‌گیرد.

من چه‌طور طاقت بیاورم؟
شب‌ها ، شب‌ها خیلی دراز‌اند عزیزم نزدیک من بیا ... .

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

سه‌شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٢

 

اعلام وجود

سلام. اين وبلاگ به بررسی و ترجمه‌ی ترانه‌ها‌ی فولکلور آذربايجانی به‌ويژه ترانه‌ها‌ی رشيد بهبودف آواز‌خوان نامی و ارزش‌مند اختصاص دارد به شکلی که اصل ترانه خواهد آمد و در زير آن ترجمه‌ی من. دوست دارم در مورد ترجمه ها و برداشت‌ها‌ی مختلف از اصل ترانه ( ويژه‌ی کسانی که آذری می‌دانند ) و ترجمه ها پيغام بگذاريد. برای نمونه خود من به اساس يکی از اين شعر ها يک مينی‌مال نوشته‌ام و آن را در نوشته‌ها‌ی ام خواهم آورد. دوست دارم اين وبلاگ مشترک اداره شود و ترجمه‌ها‌ی جديد يا ايرادات ترجمه‌ی اوليه نگاشته شود. ممنون از لطف‌تان. در اين وبلاگ می‌توان به خواننده‌گان، شاعران و ترانه‌سرايان ديگری نيز پرداخت.

 پيام هاي ديگران ()

سهيل قاسمی

سهيل قاسمی


لینک ها

 

نویسندگان

سهيل قاسمی

آرشیو من

اردیبهشت ۸۳
تیر ۸٢
خرداد ۸٢

امکانات

  RSS 2.0